محمد يوسف حريرى
105
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
تواشيح ( ت ) همخوانى قرآن ( يا دعا ) . قرائت دسته جمعى و آهنگين قرآن است . نوعى قرائت تشريفاتى و هنرى قرآن كريم كه در جشنها و اعياد دينى اجرا مىشود . ( قرآن شناخت ، ص 145 - قرآن پژوهى ، ص 728 ) توبه ( ت ب ) 1 . نام يكى از سورههاى قرآن مجيد است - سورهء توبه 2 . وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ وَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ ( شورى - 25 ) توبه در شرع ندامت از معاصى است و اسلام به توبه فرمان داده است از گناهان كبيره و صغيره . توبه نصوح ( ن ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً ( تحريم - 8 ) توبهاى است كه واجد چهار شرط باشد : پشيمانى قلبى ، استغفار زبانى ، ترك گناه ، تصميم بر ترك در آينده ، يا واجد سه شرط باشد : ترس از اينكه پذيرفته نشود . اميد به اينكه پذيرفته شود . ادامهء طاعت خدا ( يا بازگرداندن مظالم به صاحبش ، حليت طلبيدن از مظلومين . اصرار ورزيدن بر اطاعت خدا ) ( و يا . . . ) در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و إله در مورد توبهء نصوح نقل است كه فرمودند : آن است كه شخص توبهكننده به هيچ وجه بازگشت به گناه نكند آنچنان كه شير به پستان باز نمىگردد و اين معنى ( كه در روايات ديگر نيز وارد شده است ) در حقيقت درجهء عالى توبه نصوح را بيان مىكند ( تفسير نمونه ) . توحيد قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ( توحيد - 2 ) 1 . نام يكى از سورههاى قرآن مجيد است . - سورهء توحيد 2 . اصل اول از اصول دين اسلام توحيد است يعنى اقرار به وحدانيت خداى تعالى و يگانه دانستن اللّه . الف . توحيد افعالى - آن است كه براى واجب الوجود در افعالى ( از قبيل خالقيت و رازقيت و احياء و اماته و عطا و منع و . . . ) شريك نمىباشد يعنى خالق و مؤثرى ( بالذات ) غير از خدا نيست ، زيرا هرگاه غير از خدا مؤثر بالذاتى باشد شريك او خواهد بود و داشتن شريك مستلزم احتياج است و خدا محتاج نيست . ب . توحيد ذاتى - آن است كه ذات خدا بسيط است و جزء ندارد و جزء چيزى واقع نمىشود زيرا كه جزء داشتن و جزء چيزى واقع شدن مستلزم احتياج است و خدا محتاج نيست . ج . توحيد صفاتى - آن است كه صفات خدا عين ذات اوست و زايد ذات نيست زيرا هرگاه صفات زايد بر ذات باشد محتاج به صفات خارج از ذات خواهد شد درحالى كه خدا محتاج نيست . د . توحيد عبادتى - آن است كه غير از خدا مستحق عبادتى وجود ندارد . عبادت و بندگى فقط براى واجب الوجود « 1 » است ، زيرا فقط خدا زنده مىكند و مىميراند و روزى مىدهد و نياز هر نيازمندى به اوست . ( كلم الطيب - تعليمات جعفرى ، ص 20 و
--> ( 1 ) . طبق قرآن ، ما نبايد در برابر غير خدا سجده كنيم ( جن - 18 ) و يا چيزى غير او را عبادت كنيم ( بقره - 165 ) و يا بين خود و خدا واسطههايى كه از خود اختيارى ندارند قرار دهيم و آنها را بپرستيم ( زمر - 43 ) و يا چيزى را بدان منظور بپرستيم كه ما را به خدا نزديك كند و بدين ترتيب واسطه در عبادت درست كنيم ( زمر ) و نبايد شيطان و رهبران ديو سيرت و ياغى و سركش را بپرستيم ( بقره 254 و 255 ) و طبق قرآن ( حمد - 5 ) بايد خالصانه خدا را پرستش كنيم ( بحثى دربارهء خداشناسى ، ص 18 )